هراس خاص، ترس از یک شیء، حیوان و یا موقعیت خاص است. در این مشکل ترستان به اندازه ای زیاد است که می توانید از آن موقعیت یا تجربه فرار کنید. مواجه شدن با آن باعث می شود که شدیدتان شدید شود. این ترس ها و هراس ها بسیار رایج هستند. در یک پژوهش جدید، ۶۰ درصد افراد، ترس از برخی موقعیت ها یا چیزها را گزارش کردند. شایعترین هراس ها هراس از حشرات، موش، مار، خفاش، ارتفاع، آب، وسایل نقلیه عمومی، طوفان، مکان های بسته، تونل ها و پل ها هستند. خیلی از افراد از چیزهای مختلف می ترسند و به طور آگاهانه از آنها می توانند انجام دهند. در واقع، ترس در ۱۲ درصد افراد به اندازه ای شدید است که تشخیص هراس خاص را می دهد. یعنی ترس همگی و همراه با آنها شدید است و باعث میشود که افراد دچار هراس شوند، از موقعیتهایی که به خصوصی دوری میکنند و میتوانند آن را داشته باشند. این افراد می دانند که ترس آنها از حد و ناسازگار است، ولی روی آن کنترل نمی کند و درمان می کند از آن به اندازه ای است که زندگی عادی شان را مختل می کند.
دلایل ایجاد هراس خاص چیست؟
دلایل متعددی برای هراس مشخص شده است. روان شناسان بین آموختن ترس و تداوم آن پس از گذشت سالها، تفاوت قائل می شوند.
برخی صاحب نظران حیوانات معتقدند که انسان ها گرایش دارند همچنان از اشیاء، یا موقعیت هایی که در عصر حجر از آنها می ترسیده اند، هراس داشته باشند. برای مثال: ترس از حشرات، موش ها، مارها، بسیاری از حیوانات دیگر، ارتفاع، غریبه ها، پل ها، آب و همه چیزهایی که می توانند برای انسان های اولیه به بالقوه خطرناک باشند. این هراس در یک طبیعت وحشی، بسیار سازگارانه و سودمند بوده است. افرادی که از این عوامل می ترسیدند آمادگی بیشتری برای جلوگیری از آلودگی، نیش های سمی، سقوط از صخره ها یا پل ها، کشته شدن توسط یک غریبه یا غرق شدن داشتند. اما در دنیای پیشرفته امروزی، این ترس ها به اندازه گذشته سازگار و سودمند نیستند و مانند گذشته کارآمد نیستند.
دومین منبع ترس یادگیری است. یا با مرتبط کردن یک تجربه بد با چیزی غیر ترسناک (مثلاً شاید شما از سگ ها می ترسید زیرا سگی شما را سال ها پیش گاز گرفته است) یا با مشاهده شخصی که از چیزی می ترسد (مثلاً شاید یکی از اعضای خانواده از پرواز می ترسد و شما این ترس را از آنها یاد گرفته اید). سومین دلیل ترس می تواند تفکر اشتباه یا «تحریف افکار» باشد. به عنوان مثال، ترس یا وحشت ممکن است بر اساس اطلاعات نادرست ایجاد شود، یا از چیزی بترسید زیرا بدترین نتیجه ممکن را از رویارویی با آن چیز برای خود پیش بینی می کنید. در این شرایط، شما به شواهدی که بیموجه بودن آن ترس را نشان میدهند و اساساً آن ترس را زیر سوال میبرند، توجه نمیکنید. همچنین ممکن است علت وحشت شما این باشد که معتقدید نمی توانید اضطراب را تحمل کنید و تحمل مواجهه با چیزی که شما را می ترساند غیرممکن است.
هنگامی که ترس یا فوبیا را یاد گرفتید، این ترس یا فوبیا به طرق مختلف ادامه می یابد. یکی از دلایل تداوم فوبیا این است که شما تا جایی که می توانید از موقعیتی دوری می کنید زیرا بسیار از آن می ترسید. به عنوان مثال، اگر از پرواز می ترسید، هر بار که تصمیم می گیرید با هواپیما سفر نکنید، اضطراب کمتری را تجربه می کنید. هر بار که از پرواز اجتناب می کنید، به خود یاد می دهید که "اگر سوار هواپیما نشوم، دچار اضطراب نمی شوم." به این ترتیب یاد می گیرید که از هواپیما یا هر چیز دیگری که شما را می ترساند دوری کنید. مثل نوشیدن الکل هر بار که احساس اضطراب می کنید. به این ترتیب یاد می گیرید که بیشتر بنوشید زیرا به طور موقت اضطراب شما را تسکین می دهد. اما مشکل این است که با اجتناب از ترس های خود، هرگز یاد نمی گیرید که بر آنها غلبه کنید. یکی دیگر از دلایل ترس مداوم شما «رفتارهای ایمنی» است. این رفتارها کارهایی است که شما انجام می دهید یا می گویید به این امید که از شما محافظت کنند. برای مثال، ممکن است در آسانسور به گوشهای تنگ تکیه دهید یا به صندلی خود در هواپیما بچسبید. همچنین ممکن است وقتی در موقعیتی ترسناک قرار گرفتید دعا کنید یا به دنبال اطمینان باشید. ممکن است به این باور رسیده باشید که این رفتارهای ایمنی برای غلبه بر ترس ضروری هستند.
چگونه درمان شناختی رفتاری می تواند به شما کمک کند؟
وقتی با تجربه یاد می گیرید، ترس شما بی اساس است. ترس و اضطراب شما شروع به فروکش خواهد کرد. درمان شناختی رفتاری برای فوبیای خاص به شما کمک می کند به جای اجتناب از آن با آنچه می ترسید روبرو شوید. منگرتان از شما میخواهد فهرستی از هر شی یا موقعیت بد ایجاد کنید، شدت ترس مرتبط با هر یک را تعیین کنید و باورهای خود را در مورد هر شی یا موقعیتی ثبت کنید (مثلاً فکر میکنید آلوده میشوید، میمیرید، مورد حمله قرار میگیرید یا دیوانه میشوید؟) تهیه این فهرست اولین قدم در درمان غلبه بر فوبیا است. درمانگر به شما یاد می دهد که چگونه وقتی احساس تنش می کنید، خود را آرام کنید. او ممکن است از شما بخواهد که شی یا موقعیتی را که از آن می ترسید تجسم کنید و آن را به اندازه کافی نگه دارید تا احساس اضطراب شما فروکش کند. می بینید که درمانگرتان کاری را انجام می دهد که از آن می ترسید و بعداً می توانید از او تقلید کنید. مواجهه با موضوع وحشت تدریجی خواهد بود. درمانگر قبل از انجام هر کاری همه چیز را برای شما توضیح می دهد، شما حق انتخاب دارید و می توانید انتخاب کنید که آن را انجام ندهید. او هرگز شما را غافلگیر نخواهد کرد و این شما هستید که سرعت و پیشرفت برنامه درمانی را تعیین می کنید. اکثر بیمارانی که از این تکنیکها استفاده میکنند، به مرور زمان متوجه میشوند که تنشهایشان کاهش مییابد و میتوانند کارهایی را انجام دهند که قبلاً از آنها میترسیدند، بنابراین احساس رضایت بیشتری در زندگی خود میکنند. بسیاری از بیماران در اولین جلسات به سرعت بهبود می یابند. با توجه به شدت هراس، بین 80 تا 90 درصد بیماران با استفاده از این تکنیک بهبود می یابند. اگرچه برخی از بیماران برای مشکل خود از داروهای ضد افسردگی یا ضد اضطراب استفاده می کنند. اما روش درمانی که توضیح دادیم معمولاً به این داروها نیاز ندارد.
از شما به عنوان یک بیمار چه انتظاری می رود؟
در درمان هراس، لازم است به تدریج خود را در موقعیت های اضطراب آور قرار دهید. شما باید به درمانگر خود بگویید که چه موقعیت ها یا چیزهایی شما را مضطرب می کند. همچنین باید به درمانگر خود توضیح دهید که از چه موقعیت ها یا چیزهایی بیشتر از همه می ترسید، چه نوع افکاری در مورد این چیزها دارید و آیا مایل به تحمل مقداری اضطراب برای بهبود هستید یا خیر. درمانگر شما را به تدریج از طریق این موقعیت ها راهنمایی می کند. بین جلسات درمانی باید تکالیف را انجام دهید. بسیاری از این تکالیف همان وظایفی هستند که شما در طول جلسات درمانی تمرین کرده اید و یاد گرفته اید.