طرحواره درمانی با هیپنوتیزم
تلفیق درمان عمیق شناختی–هیجانی با دسترسی به ناخودآگاه
سرآغاز
بسیاری از افراد بارها در زندگی خود با این تجربه روبهرو شدهاند که “میدانند چه کاری درست است، اما نمیتوانند آن را انجام دهند”؛ They either get into relationships that hurt them, make decisions they later regret, or experience feelings like fear, anger, shame, and worthlessness over and over again, even when external circumstances have changed. One of the most profound scientific explanations for these recurring patterns is the concept of schemas. In recent years, the combination of "schema therapy" with "hypnoanalysis" has been considered as a powerful approach to change deep-rooted psychological patterns.
This article explains in simple language:
- What is schema?
- Why don't schemas change?
- What is hypnoanalysis and how does it work?
- Why combining these two approaches can be very effective?

Read more:Article Hypnoanalysis is an advanced technique for identifying problems Unconscious
What is schema?
"Schema" is a deep mental-emotional pattern that is formed during childhood or adolescence and includes:
- Beliefs about self ("I'm not lovable")
- Beliefs about others ("People cannot be trusted")
- Beliefs about the world ("The world is a place of insecurity")
Schemes are usually formed when a child's "basic emotional needs" such as security, affection, acceptance, independence, or visibility are not properly met (Young et al., 2003). Importantly, schemas are not just “thoughts”; Rather, they are "a network of memory, feeling, mental image and physical reaction".
Types of primary incompatible schemas and the reasons for their formation
Primary maladaptive schemas are deep, stable and self-reinforcing patterns that are formed in childhood or adolescence and cause psychological distress in adulthood (Young et al., 2003). یانگ این طرحوارهها را در “۵ حوزه (Domain)” و ” طرحواره اصلی” دستهبندی کرده است.
حوزه اول: گسست و طرد (Disconnection & Rejection)
این حوزه زمانی شکل میگیرد که کودک احساس “امنیت، محبت، پذیرش و ثبات هیجانی” نداشته باشد.
-
طرحواره رهاشدگی / بیثباتی (Abandonment)
باور هستهای: «آدمهای مهم زندگیام مرا ترک میکنند.»
دلیل شکلگیری:
- والدین ناپایدار، طلاق، مرگ، بیماری
- حضور فیزیکی ولی غیبت هیجانی والد
- روابط گرم و سرد متناوب (Young et al., 2003)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– در روابط عاطفی مدام شریکش را متهم به خیانت میکند، حتی وقتی هیچ نشانهای وجود ندارد.
– وقتی دوستش دیر جواب پیام میدهد، بلافاصله فکر میکند رابطه تمام شده است.
– روابط کوتاه مدت و پرتنش دارد و خودش زودتر رابطه را قطع میکند تا «ترک نشود».

-
طرحواره بیاعتمادی / بدرفتاری (Mistrust/Abuse)
باور هستهای: «دیگران به من آسیب میزنند.»
دلیل شکلگیری:
- سوءاستفاده عاطفی، جسمی یا جنسی
- تحقیر، تهدید یا کنترل شدید
- تجربه خیانت یا خشونت در کودکی (Beck, 2011)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– اطلاعات شخصیاش را با هیچکس به اشتراک نمیگذارد و همیشه منتظر سوءاستفاده است.
– در محل کار از همکاری با همکاران اجتناب میکند چون معتقد است بالاخره به او ضربه میزنند.
– وقتی کسی به او محبت میکند، مشکوک میشود و فکر میکند حتماً نیت پنهانی دارد.
-
طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation)
باور هستهای: «کسی مرا درک نمیکند یا به نیازهایم پاسخ نمیدهد.»
دلیل شکلگیری:
- والد سرد، بیاحساس یا درگیر مشکلات خود
- نبود همدلی، نوازش، توجه هیجانی
- بزرگ شدن در خانوادهای عملکردگرا اما بیعاطفه (Young et al., 2003)
چهار مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– در رابطه عاطفی طولانی مدت است اما احساس تنهایی عمیق میکند و فکر میکند شریکش واقعاً او را درک نمیکند.
– به ندرت از دیگران کمک هیجانی میخواهد چون معتقد است کسی به او اهمیت نمیدهد.
– موفقیتهایش را با دیگران جشن نمیگیرد چون انتظار ندارد کسی واقعاً خوشحال شود.
-قیافه من زشته.
-
طرحواره نقص / شرم (Defectiveness/Shame)
باور هستهای: «من ذاتاً مشکلدار و دوستداشتنی نیستم.»
دلیل شکلگیری:
- انتقاد مداوم، مقایسه تحقیرآمیز
- سرزنش، تمسخر، شرم سار کردن کودک
- شرطی بودن محبت والدین (Gilbert, 2005)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– از نشان دادن بدنش حتی به همسرش خجالت میکشد و همیشه فکر میکند جذاب نیست.
– وقتی تعریف میشنود، فکر میکند طرف مقابل دروغ میگوید یا ترحم میکند.
– از موقعیتهای جدید شغلی دوری میکند چون مطمئن است بالاخره «نقصش» آشکار میشود.
-
طرحواره انزوای اجتماعی / بیگانگی (Social Isolation)
باور هستهای: «من با دیگران فرق دارم و به جایی تعلق ندارم.»
دلیل شکلگیری:
- طرد شدن توسط همسالان
- متفاوت بودن فرهنگی، ظاهری یا شخصیتی
- انتقال حس «غیرخودی بودن» از خانواده (Young et al., 2003)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– در جمعهای دوستانه ساکت میماند و احساس میکند با دیگران «فرق اساسی» دارد.
– ترجیح میدهد تنها باشد چون فکر میکند هیچکس واقعاً او را نمیپذیرد.
– در شبکههای اجتماعی فعال است اما به ندرت کامنت میگذارد چون احساس «غریبه بودن» میکند.

حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل (Impaired Autonomy)
این حوزه زمانی شکل میگیرد که کودک اجازه “استقلال، تجربه و اعتماد به خود” را نداشته باشد.
-
طرحواره وابستگی / بیکفایتی (Dependence/Incompetence)
باور هستهای: «من بدون کمک دیگران نمیتوانم.»
دلیل شکلگیری:
- والدین بیش حمایت گر یا کنترلگر
- القای ناتوانی به کودک
- ندادن فرصت تصمیمگیری (Beck, 2011)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– برای کوچکترین تصمیمات زندگی (مثل انتخاب رستوران) از دیگران نظر میخواهد.
– بدون همراهی همسر یا والدین به سفر نمیرود چون فکر میکند نمیتواند از پس مشکلات بربیاید.
– در شغلش پیشرفت نمیکند چون معتقد است بدون راهنمایی مداوم مدیر، شکست میخورد.
-
طرحواره آسیبپذیری نسبت به خطر (Vulnerability)
باور هستهای: «فاجعهای در راه است و من نمیتوانم تحملش کنم.»
دلیل شکلگیری:
- والد مضطرب یا فاجعه ساز
- تأکید مداوم بر خطر، بیماری، مرگ
- تجربه ناگهانی رویدادهای تروماتیک (Phelps, 2004)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– مدام اخبار حوادث را چک میکند و از بیرون رفتن شبها وحشت دارد.
– بیمههای متعدد و گران میخرد و همیشه سناریوهای فاجعهبار را در ذهن مرور میکند.
– فرزندانش را بیش از حد محدود میکند چون فکر میکند هر لحظه ممکن است اتفاق بدی بیفتد
-
طرحواره درهم تنیدگی / خود تحول نیافته (Enmeshment)
باور هستهای: «من بدون دیگری هویت مستقلی ندارم.»
دلیل شکلگیری:
- مرزهای هیجانی مخدوش در خانواده
- وابستگی شدید والد به کودک
- عدم تشویق به استقلال روانی (Young et al., 2003)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– پس از ازدواج، هنوز تمام تصمیمات مهم را با مادرش هماهنگ میکند.
– احساس میکند بدون حضور والدین یا شریک، هویت و ارزش خودش را از دست میدهد.
– علایق و نظراتش دقیقاً مشابه یکی از والدین است و به ندرت نظر مستقل دارد.
-
طرحواره شکست (Failure)
باور هستهای: «من شکست خوردهام و موفق نمیشوم.»
دلیل شکلگیری:
- تحقیر توانمندیهای کودک
- مقایسه با خواهر و برادر
- انتظارات بیش از حد یا برچسب زدن (Beck, 2011)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– پروژههای جدید را شروع نمیکند چون از قبل مطمئن است شکست خواهد خورد.
– موفقیتهایش را به شانس نسبت میدهد و فکر میکند «واقعاً» لیاقت ندارد.
– از ارتقای شغلی امتناع میکند چون معتقد است در سطح بالاتر رسوا میشود.
حوزه سوم: محدودیتهای مختل (Impaired Limits)
-
طرحواره استحقاق / بزرگمنشی (Entitlement)
باور هستهای: «من استثنا هستم و قوانین برایم صدق نمیکند.»
دلیل شکلگیری:
- نبود حد و مرز در تربیت
- ارضای فوری خواستههای کودک
- نبود پیامد برای رفتارها (Young et al., 2003)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– در صف منتظر نمیماند و انتظار دارد دیگران به او اولویت بدهند.
– قوانین راهنمایی رانندگی را جدی نمیگیرد چون فکر میکند «برای او فرق دارد».
– در گروههای کاری، کار دیگران را انجام نمیدهد چون آن را «پایینتر از شأنش» میداند.
-
طرحواره خویشتنداری ناکافی (Insufficient Self-Control)
باور هستهای: «نمیتوانم خودم را کنترل کنم.»
دلیل شکلگیری:
- فقدان آموزش تحمل ناکامی
- آزادی افراطی بدون ساختار
- الگوبرداری از والد تکانشی
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– رژیم غذایی یا ورزش را نمیتواند بیشتر از چند روز ادامه دهد.
– خریدهای تکانشی زیاد دارد و بعد پشیمان میشود.
– در بحثها سریع عصبانی میشود و حرفهایی میزند که بعداً پشیمان میشود.

بیشتر بخوانید: مقاله هیپنوتیزم درمانی چیست و چگونه عمل میکند؟
حوزه چهارم: دیگر جهت مندی (Other-Directedness)
-
طرحواره اطاعت (Subjugation)
باور هستهای: «باید خواستههای دیگران را مقدم بدانم.»
دلیل شکلگیری:
- والد سلطهگر یا تنبیه گر
- ترس از طرد یا تنبیه
- سرکوب خشم کودک
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– همیشه نظر دیگران را به نظر خودش ترجیح میدهد، حتی اگر ضرر کند.
– خشمش را سرکوب میکند و به ندرت «نه» میگوید تا کسی ناراحت نشود.
– در رابطه، خواستههای شریک را بدون بحث میپذیرد.
-
طرحواره ایثار (Self-Sacrifice)
باور هستهای: «مهمتر از من، نیاز دیگران است.»
دلیل شکلگیری:
- والد بیمار، افسرده یا نیازمند
- شرطی شدن محبت به فداکاری
- احساس گناه در توجه به خود
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– همیشه وقت و انرژیاش را صرف کمک به دیگران میکند و نیازهای خودش را نادیده میگیرد.
– احساس گناه میکند اگر زمانی را فقط برای خودش صرف کند.
– در روابط، همیشه نقش مراقب را دارد و به ندرت اجازه میدهد دیگران از او مراقبت کنند.
-
طرحواره پذیرش جویی / تأییدطلبی (Approval-Seeking)
باور هستهای: «ارزش من به تأیید دیگران است.»
دلیل شکلگیری:
- والد نمایشی یا کمالگرا
- ارزشگذاری بر ظاهر و موفقیت
- نبود پذیرش بیقید و شرط
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– مدام در شبکههای اجتماعی پست میگذارد و تعداد لایکها را چک میکند.
– لباس و رفتارش را بر اساس مد و نظر دیگران تغییر میدهد.
– موفقیتهایش را فقط وقتی ارزشمند میداند که دیگران تحسین کنند.
حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (Overvigilance)
-
طرحواره منفی گرایی / بدبینی (Negativity)
باور هستهای: «همیشه بدترین اتفاق میافتد.»
دلیل شکلگیری:
- فضای خانوادگی پرتنش
- تمرکز مداوم بر خطر و مشکل
- نادیده گرفتن لذت و بازی
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– حتی در موقعیتهای خوب، سریع به جنبههای منفی فکر میکند.
– از برنامهریزی برای آینده لذت نمیبرد چون فکر میکند حتماً چیزی خراب میشود.
– شادی دیگران را موقتی میبیند و منتظر «پایین آمدن» آنهاست.
بیشتر بخوانید: مقاله نقش هیپنوتیزم در درمان آسیبهای روانی و بحران های روانشناختی
-
طرحواره بازداری هیجانی (Emotional Inhibition)
باور هستهای: «نباید احساساتم را نشان دهم.»
دلیل شکلگیری:
- سرزنش احساسات کودک
- ارزشگذاری افراطی بر کنترل
- خانواده سرد یا خشک
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– به ندرت گریه میکند یا خنده بلندی دارد و احساساتش را «کنترل» میکند.
– در جمع، احساسات واقعیاش را نشان نمیدهد تا ضعیف به نظر نیاید.
– فرزندانش را برای ابراز احساسات سرزنش میکند.
-
طرحواره معیارهای سختگیرانه / کمالگرایی (Unrelenting Standards)
باور هستهای: «باید بینقص باشم.»
دلیل شکلگیری:
- والد کمالگرا یا منتقد
- ارزشگذاری افراطی بر عملکرد
- ترس از شرم یا شکست
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– پروژهها را تا آخرین لحظه به تعویق میاندازد چون باید «کامل» باشند.
– خود را برای کوچکترین اشتباهها شدیداً سرزنش میکند.
– استراحت را اتلاف وقت میداند و همیشه احساس میکند «کافی نیست».
-
طرحواره تنبیه گری (Punitiveness)
باور هستهای: «اشتباه باید تنبیه شود.»
دلیل شکلگیری:
- تربیت سختگیرانه و تنبیهی
- نبود شفقت و بخشش
- درونی سازی والد منتقد (Gilbert, 2005)
سه مثال کوتاه و واقعی از زندگی روزمره:
– خود را برای اشتباهات گذشته مدام سرزنش میکند و نمیتواند ببخشد.
– وقتی دیگران اشتباه میکنند، معتقد است باید حتماً تنبیه شوند.
– در تربیت فرزندان، بیشتر تنبیه میکند تا تشویق.
بیشتر بخوانید: مقاله ضمیر ناخودآگاه چیست؟

چرا طرحوارهها این قدر مقاوماند؟
بسیاری از افراد سالها رواندرمانی شناختی انجام میدهند، کتاب میخوانند و آگاه میشوند، اما همچنان در همان الگوها گیر میمانند. The main reason for this is that:
- Schemas are stored on the “unconscious level”
- They are often created in the early years of life and before the formation of logical language
- They are tied to "extreme excitement" (fear, loneliness, shame)
For this reason, simply talking to them rationally is often not enough (Beck, 2011).
What is schema therapy?
"schema therapy" introduced by Jeffrey Young, a combination of:
- Cognitive-behavioral therapy
- attachment theory
- Psychoanalysis
- Emotional and experimental treatments
The goal of this approach:
- Identifying initial incompatible schemas
- Understanding their childhood roots
- Correcting emotional experience
- Creating healthier patterns in thinking, feeling and behaving (Young, Klosko & Weishaar, 2003).
What is hypnoanalysis?
"Hypnoanalysis" is an advanced form of hypnotherapy that focuses on:
- Access to the unconscious
- Recovery of emotional memories
- Analyzing the deep roots of psychological problems
In hypnoanalysis, a person enters a state of deep concentration and relaxation in which:
- Mental defenses decrease
- A more direct connection is established with memories and primary emotions
- The brain is in a more flexible state for change (Hammond, 1990).
Why combining schema therapy with hypnoanalysis is effective?
Combining these two approaches creates a powerful synergy:
-
Direct access to schema root
In hypnoanalysis, one can access the "primary scenes of schema formation" (eg, rejection, humiliation, loneliness); Where schema is actually born, not just talked about.
-
Reformative emotional experience
In the hypnotic state, it is possible to recreate the experience:
- The child inside is seen
- Suppressed emotions are released
- Healthy messages replace malicious messages
This is what creates lasting change, not mere awareness (Lane et al., 2015).
-
Change in neuro-emotional level

Steps of schema treatment with hypnoanalysis
Step 1: Schema Identification
With clinical interview and questionnaires (such as YSQ) active schemas of the person are determined.
Step 2: Education and awareness
The person realizes that the problem is not his "nature", but the learned pattern.
Step 3: entering hypnoanalysis
In the hypnotic state:
- Emotional memories are activated
- The schema roots are checked
Step 4: Reprocessing and Repair
With techniques like:
- Image therapy
- Conversation with the inner child
- Rewriting the emotional experience
Step 5: Consolidation of new patterns
Healthy patterns are taught to the unconscious mind to be activated in everyday life.
For whom is this method more suitable?
Scheme therapy with hypnoanalysis is especially effective for people who:
- They have repetitive patterns in relationships
- They have chronic anxiety, depression or a sense of emptiness
- had a difficult childhood experience or an insecure attachment
- They did not get results with superficial treatments
A few last words
Schemas are our unconscious language; A language that does not change with mere logic. The combination of "schema therapy" with "hypnoanalysis" makes it possible to talk with this deep language and instead of fighting with oneself, it paves the way for "restoration, integration and sustainable growth".Resources
Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner's Guide. Guilford Press
Beck, J. S. (2011). Cognitive Behavior Therapy: Basics and Beyond. Guilford Press
Gilbert, P. (2005). Compassion. Focused Therapy. Routledge
Hammond, D. C. (1990). Handbook of Hypnotic Suggestions and Metaphors. W.W. Norton
Lane, R. D., et al. (2015). Memory reconsolidation, emotional arousal, and the process of change in psychotherapy. Behavioral and Brain Sciences
Phelps, E. A. (2004). Human emotion and memory: interactions of the amygdala and hippocampal complex. Current Opinion in Neurobiology
Are you ready to break free from repetitive patterns?
If reading this article made you know your schemas better and now you feel it's time for a real change, congratulations. I am Mohsen Derakhshan Naseb, the author of the book Hypnosis and Creativity, with a special focus on the powerful combination of "hypnoanalysis" (deep analytical hypnosis) with schema therapy, as a hypnotherapist, clinical psychologist and schema therapist in Shahryar and Tehran, I will help you to directly access the unconscious roots of your patterns, restore your inner child and make lasting and deep changes in your life.
This method is especially effective for those who:
– Tried different treatments for years but still stuck in the same cycles
- Have repetitive patterns in relationships, jobs, or emotions
– want to experience real and profound change, not just surface awareness
If you are ready to change your life completely, contact the office right now.
Real change is possible. You deserve to live without the chains of the past.
Author of the article Mohsen Derakhshan Nasab; Clinical Psychologist href="https://mohsenderakhshannasab.ir/my-services/%d9%87%db%8c%d9%be%d9%86%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">Hypnotherapist, Author and psychotherapist in Shahryar and Tehran
© 1404 Mohsen Derakhshan Nesab Psychology Clinic | All rights reserved.
If you have any doubts or questions about the article "Hypnosis in the treatment of sleep disorders" at the end of this page (comment section), raise your questions or doubts. They will respond to you as soon as possible.