آیا تا به حال احساس کرده اید که اشتباهات مشابه را بارها و بارها در روابط عاطفی خود تکرار می کنید؟ آیا افراد سمی را جذب می کنید؟ به خود قول می دهید که دیگر علائم هشدار دهنده را نادیده نگیرید، کمتر از آنچه استحقاق آن را دارید نخواهید پذیرفت و در روابط یا حتی شبه روابطی که دیگر به شما خدمتی نمی کند، بمانید. اما با این حال، هر بار که وارد یک رابطه جدید می شوید، مثل این است که همان چرخه تکرار می شود. عشقت نفرین شده؟ آیا شما محکوم به قرار گرفتن در یک رابطه سمی هستید؟
حقیقت تاسف بار این است که گاهی اوقات ما ناخودآگاه جذب روابط مضر می شویم. تلههای ذهنی را با احساس امنیت اشتباه میگیریم و علائم هشدار دهنده را نادیده میگیریم، انگار چراغهای قرمز را سبز میبینیم. اما شما می توانید این الگوهای سمی را متوقف کنید و آگاهانه روابط سالم تری را انتخاب کنید. راهنمای زیر به شما نشان می دهد که چگونه این کار را انجام دهید.
قبل از اینکه بتوانیم راهی برای رهایی از یک رابطه سمی پیدا کنیم، باید بفهمیم که رابطه سمی دقیقا چیست. این روزها، بسیاری از مردم به محض اینکه یک رابطه پایان یابد یا یک رابطه ضروری است، طرف مقابل را "سمی" یا "خودشیفتگی خطاب میکنند، اما به هر حال نیاز به رابطه وجود ندارد. سمی نیست.
همه فراز و نشیب هایی در روابط دارند و گاهی اوقات با مسائل سختی روبرو می شوند. وجود یک مشکل به تنهایی نشانه سمی بودن یک رابطه نیست. اما زمانی که رفتارهای مضر، ناسالم و تکراری وارد رابطه می شود، اینجاست که باید نگران باشید.
مسمومیت واقعی زمانی خود را نشان می دهد که الگوهای مداوم و تکراری در رابطه وجود داشته باشد که شما را تضعیف، بی احترامی و بی ارزشی می کند.
علائم پنهان و آشکار1h. بی احترامی:
علائم پنهان و آشکار1h. بی احترامی:
وقتی در مورد احساسات خود صحبت می کنید یا دیدگاه متفاوتی را بیان می کنید، او شما را بی اهمیت جلوه می دهد یا نادیده می گیرد. انگار احساسات و افکار شما به اندازه احساسات او ارزشمند نیست.
2. عدم بلوغ عاطفی:
حتی اگر متوجه ناراحتی شما شود، تنها چیزی که به او اهمیت میدهد خودش است—احساسات، خواستههایش، و اثبات درستی خود.
3. خود محوری:
هیچ تعادلی در رابطه وجود ندارد. شما همیشه می دهید و او می گیرد. او به دنیای درونی شما علاقه ای ندارد. تنها چیزی که برای او مهم است درک خودش از رابطه است.

4. سرزنش:
او مسئولیت رفتار خود را نمی پذیرد و همه تقصیرها را گردن شما می اندازد: "تو مرا مجبور به این کار کردی!" تو مرا به این حالت رساندی! مشکل از من نیست، مال توست!" گاهی آنقدر در ذهن شما نفوذ می کند که دیدگاه شما را تغییر می دهد تا کنترل بیشتری به دست آورید و رفتار خود را توجیه کند.
5. بی مسئولیتی:
هر اشتباهی که اتفاق می افتد تقصیر شماست، نه او. او از شما انتظار دارد که اشتباهات خود را ببخشید و به اشتباهات خود توجه کنید یا او را نادیده بگیرید. بی اعتمادی:
حتی اگر هیچ دلیلی برای بی اعتمادی ارائه نکرده باشید، بدتر از آن، او نمی تواند گذشته را رها کند و همچنان کینه ها و آزارهای قدیمی را با خود حمل می کند.
7. گاهی اوقات پس از صحبت با او، احساس تحقیر، سوء تفاهم، ناکافی بودن یا حتی دوری از او می کنید.
8 ارتباط ناسالم:
مکالمات شما اغلب با حدس و گمان، سوء تفاهم، واکنش های تدافعی، انتقادات مخرب، نزاع های غیرمنصفانه و غیرمنصفانه از بین می رود مراقب باشید و از درگیری جلوگیری کنید.
9 کاهش عزت نفس:
مرزهای شخصی شما نادیده گرفته می شود و احساس هویت و در این بین، هنوز لحظاتی وجود دارد، و این چیزی است که باعث می شود خوب بمانید. آن را خیس می کند شما خاطراتی در ذهن خود دارید از زمان هایی که همه چیز عالی به نظر می رسید و هنوز هم گاهی اوقات احساس می کنید که او واقعاً به شما اهمیت می دهد. اما پذیرفتن رابطه ای که درد و ناراحتی زیادی برای شما به ارمغان می آورد، شما را از ارتباط با شهود و فقدان ارزش درونی خود بی ارزشیخود جدا می کند. و وقار خود را فراموش می کنید و در نتیجه نمی توانید از شر یک موقعیت ناسالم خلاص شوید. سالها جذب افراد مرموز و کسانی که از نظر عاطفی نابالغ بودند، بودم. به همان اندازه که این افراد متفاوت به نظر می رسیدند، الگوی رابطه همیشه یکسان بود: آنها متشنج، ناپایدار، غیرقابل اعتماد و اغلب بیش از حد در احساسات خود پیچیده بودند که نیازهای من را برآورده نمی کردند. این الگو در هر رابطه ای که داشتم به شیوه ای ناسالم تکرار می شد. اکنون می توانم ببینم که ریشه در مفهومی فرویدی به نام "اجبار تکرار" داشت - نیروی ناخودآگاهی که ما را مجبور می کند الگوهای گذشته خود را بارها و بارها تکرار کنیم، به این امید که بتوانیم آن آسیب ها را درمان کنیم و بر آن مسلط شویم، حتی اگر تکرار به ضرر ما باشد. هنگامی که ما نتوانیم ناخودآگاه را به آگاهی برسانیم، این چرخه بارها تکرار می شود. من در واقع دنبال نسخه هایی از پدر نابالغ عاطفی ام بودم که هرگز نمی توانست نیازهای مادرم را برآورده کند. من فکر می کردم که شرکای قبلی من همدل تر و آسیب پذیرتر از آنچه واقعا هستند بودند. در پاسخ به خودمحوری آنها، هر بار خودم را کوچکتر و کوچکتر میکردم تا اینکه دیگر به چیزی نیاز نداشتم - درست مثل کاری که مادرم سالها با پدرم انجام میداد. آن آسیب های گذشته از من یک فرد بسیار مستقل ساخت و مرا در چرخه ای از ناامیدی گرفتار کرد. سبک های دلبستگی نقش زیادی در این موضوع داشتند. با داشتن سبک دلبستگی مضطرب، جذب شرکایی شدم که سبک اجتنابی داشتند و به اندازه کافی فاصله میگرفتند تا مرا وابسته نگه دارند. این ترکیب رابطه را ناپایدار می کرد، اما برای من آشنا بود زیرا تنها چیزی بود که می دانستم. در نهایت، ما آنچه را که می دانیم دوست داریم. روانشناسی این پدیده را "اثر آشنایی" یا "سوگیری آشنایی" می نامد. یک قانون سرانگشتی این است که آشنایی باعث ایجاد جذابیت می شود و ما آشنا را به ناآشنا ترجیح می دهیم. شروع به بررسی الگوهایی کنید که در تاریخچه عاشقانه شما تکرار شده اند. این تمرین به شما کمک می کند مضامین و رفتارهای تکرار شونده را کشف کنید. در اینجا چند سوال وجود دارد که میتوانید از خود بپرسید: اکنون در مجله خود در مورد افرادی که جذب آنها شده اید بنویسید: دانستن این الگوها می تواند به شما کمک کند از جذب شرکای سمی در آینده جلوگیری کنید. loading="async" class="size-full wp-image-4091 aligncenter" src="https://ravanshenas.net/wp-content/uploads/2024/12/front-view-adult-holding-red-broken-heart_23-2149482384.0x0" height="173"> بعد از الگوهای تروماتیک هنگامی که علت را شناختید، قدم بعدی این است که یاد بگیرید به شهود خود اعتماد کنید. در اوایل یک رابطه مسموم، ممکن است احساس کنید که چیزی درست نیست. شاید مطمئن نیستید که آیا این شخص برای شما مناسب است یا احساس می کنید وقتی با او هستید نمی توانید خود واقعی خود باشید. به جای نادیده گرفتن این احساس درونی فقط به این دلیل که در مورد احتمال عشق او هیجان زده هستید، بهتر است با دقت بیشتری به آن صدای درونی گوش دهید. یک راه دیگر این است که با افرادی خارج از "نوع معمول" خود قرار ملاقات بگذارید. بهتر است از فیلترهای سطحی مانند قد، سن، سابقه یا ظاهر فراتر رفته و در عوض به دنبال ویژگی های مثبت و مهمی مانند مهربانی، درک، صداقت و ثبات باشید. وقتی قبل از شروع یک رابطه جدی به دنبال نشانه هایی از سلامت روان، بلوغ عاطفی و خودآگاهی باشید، در نهایت به روابط سالم تری خواهید رسید. ارزشها و معیارهای خود را که نمیتوان نادیده گرفت، بشناسید و هر رابطهای را که قادر به ارائه این ویژگیها نیست از ابتدا رها کنید. در نهایت، صادقانه با عزیزان مورد اعتماد خود صحبت کنید. دریافت نظرات آنها در طول روابط به شما کمک می کند تا آنچه را که ممکن است نادیده می گیرید ببینید و پایدار بمانید. همچنین، تعیین مرزهای سالم در طول رابطه خود را تمرین کنید و عادت به نوشتن یک مجله برای مشاهده الگوها و به دست آوردن دید دقیق تری نسبت به شریک زندگی خود داشته باشید.
الگوهای تکراری و عوامل موثر در انتخاب شریک زندگی

style ضمیمه ها نیز مهم هستند
شناسایی ویژگی های مشترک در شرکای گذشته
روش هایی برای شناسایی و تغییر الگوهای آسیب زا

هیچوجههای سمی ترین رابطه زندگی ام، بالاخره با تاریخ خودم روبرو شدم. این بزرگترین فشار برای من بود. فهمیدم که همیشه نمی توانم یک پایان خوش جدید با همان شخصیت های ناسالم بنویسم. از تلاش برای برآورده کردن نیازهایم توسط مردانی که در وهله اول قادر به برآوردن آن نبودند خسته شده بودم.
به خاطر داشته باشید که خودآگاهی ارزشمند است، اما https://www.verywellmind.com/why-do-i-always-attract-toxic-partners-8745854

