به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

روانشناسی رشد کودک از دیدگاه پیاژه
مقاله تخصصی

روانشناسی رشد کودک از دیدگاه پیاژه

3 هفته پیش
720 بازدید
فهیمه رسولی

فهیمه رسولی

تهران

کاردرمانی

روانشناسی رشد کودک از دیدگاه پیاژه

در مطالعات روانشناسی، ژان پیاژه با آزمایشات خود موضوع مهمی را مطرح کرد. وی به موضوع رابطه فکر و عمل و تجسم آن در محیط پرداخت و این موضوع را در چارچوب تحول روانی بررسی کرد. تحقیقات او در زمینه روانشناسی کودک به او شهرت زیادی بخشید و جالب اینکه با وجود نداشتن تحصیلات دانشگاهی منظم در زمینه روانشناسی کودک به عنوان یک روانشناس معروف کودک شناخته شد.

نقطه رشد کودکی Psychs

گردآوری زندگینامه تنها زمانی ارزش علمی دارد که بتواند عناصر توضیحی کار نویسنده را برجسته کند.

ژان پیاژه یکی از چهره های منحصر به فرد در عرصه دانش بشری است که توانست جامع ترین و محکم ترین نظریه تکامل فکری را ابداع کند. افکار او بیش از هر نظریه‌پرداز دیگری الهام‌بخش محققان بوده است و دیدگاه‌های او در مورد تکامل انسان، طرز فکر همه را درباره کودکان و رفتار آنها تغییر داد.

پیاژه در نوشاتل سوئیس به دنیا آمد و از دوران کودکی به علم، به ویژه زیست شناسی و رفتار حیوانات علاقه مند بود و سعی کرد بفهمد که چگونه ارگانیسم از طریق تجربه با محیط سازگار می شود.

در سال 1907، زمانی که او تنها 11 سال داشت، اولین گزارش او درباره یک گنجشک خانگی در ژورنال تاریخ طبیعی نوشاتل منتشر شد و پس از آن به مدت چهار سال در موزه گود، دستیار پائول هیستور طبیعی در موزه گود کار کرد. در 15 سالگی، او یک متخصص شناخته شده در قلمرو نرم تنان بود و دانشمندان در مورد مجموعه های او صحبت می کردند و می خواستند با او ملاقات کنند. اما چون هنوز دانش آموز مدرسه بود جرات قبول دعوت آنها را نداشت. پیاژه نتوانست از بحران های اجتماعی و فلسفی دوران نوجوانی خود بگریزد و تضاد بین باورهای دینی و تحصیلات علمی او را به خواندن سیری ناپذیر آثار برگسن، کانت، اسپنسر، کنت، دورکیم، ویلیام جیمز و دیگران برانگیخت و سرانجام بحران های فلسفی خود را در قالب داستانی کوتاه نوشت (1918). در حوزه نویسندگی گنجانده شده است. پیاژه به نوشتن در مورد موضوعات مختلف فلسفی ادامه داد و خاطرنشان کرد: "من حتی برای خودم می نویسم زیرا نمی توانم بدون نوشتن فکر کنم" (پیاژه، 1952).

3030

بین سالهای 1915 تا 1918 پیاژه تحصیلات خود را در رشته علوم طبیعی در زادگاهش ادامه داد و به موازات مطالعات و تحقیقاتش در مورد نرم تنان، کلاس های فلسفه آرنولد ریموند را با علاقه فراوان دنبال کرد، گزارش های فلسفی نوشت و اشعاری نوشت. در 21 سالگی دکترای علوم گرفت.

او تا کنون بیش از بیست مقاله منتشر کرده بود، اما نمی خواست زندگی خود را وقف جانورشناسی کند و معتقد بود که رسالت اصلی خود، مبانی نظریه زیست شناختی دانش را یافته است. اما از آنجایی که معتقد بود نظریه شناخت نباید حدس و گمان محض باشد، بلکه باید مبتنی بر بررسی داده ها باشد، تصمیم گرفت اطلاعات را در حوزه روانشناسی علمی مطالعه کند. برای این منظور به زوریخ رفت و در آنجا با روش های آماری در روانشناسی و روانشناسی آسیب شناختی آشنا شد. او درس های یونگ و دیگر روانکاوان را دنبال کرد و آثار فروید را مطالعه کرد. در سال 1919 برای ادامه تحصیل در رشته های روانشناسی و منطق زوریخ را به مقصد پاریس ترک کرد. او دوره های روانشناسی پیر ژان، دوما، هانری پیرون و هانری دلاکروا را دنبال کرد و همزمان منطق را نزد لالانده و فلسفه علم را نزد هانی چوی خواند. ایده آلیسم انتقادی برانزویک تأثیر گسترده ای بر پیاژه داشت. در آن زمان، هریس در مورد فضای علمی پاریس در آن زمان نوشت: «وقتی پیاژه به پاریس رسید، علیرغم مرگ بینه در سال 1911، تأثیر او باقی ماند و تمرکز او بر تحقیق در مورد هوش کودکان ادامه یافت. فعالیت‌های فروید در پایان قرن نوزدهم در پاریس باعث شده بود که نظریه روانکاوی در جامعه علمی، و به نظر می‌رسد که شخصیت معروف شهر وین در این شهر نیز پذیرفته شود. افکار این سه چهره معروف - فروید و بالدوین - در بسط نظریه پیاژه در مورد چگونگی رشد فکری کودکان در پاریس، پیاژه، یکی از پیشگامان آزمون ها را ملاقات کرد

او باهوش بود و آزمایشگاه بینه را در اختیار داشت. به پیشنهاد او، او شروع به استانداردسازی آزمون های استدلال برت در فرانسه کرد. این فعالیت اولین تجربه واقعی او در زمینه تحول بود. اما او برخلاف سیمون پیاژه به تعداد پاسخ های صحیح کودکان برای تست مواد توجه چندانی نمی کرد، اما یافتن علل پاسخ های نادرست را مهم می دانست. این یک فرآیند تفکر است. پیاژه در مصاحبه های خود با کودکان از تکنیک های مصاحبه با بیماران روانی بهره برد و در زوریخ به این نتیجه رسید که بررسی کودکان می تواند مسائل نظریه شناختی را روشن کند.

پیاژه تجربه خود را در این دوره اینگونه بیان می کند: "در نهایت هدف من کشف نوعی جنین شناسی هوش بود که با دانش من در زمینه زیست شناسی سازگار باشد. انتشار سه مقاله بر اساس تحقیقات انجام شده در آزمایشگاه بینه باعث شد در سال 1921 ریاست مرکز تحقیقاتی در موسسه ژان ژاک روسو به او پیشنهاد شود و پیاژه تصمیم گرفت که تنها پنج سال را صرف تحقیق در زمینه روانشناسی کند موقعیت جدید گرایش های خلاقانه او را تقویت کرد و منجر به انتشار پنج اثر شد:

پنج اثر ژان پیاژه

  1. زبان و اندیشه در کودکان
  2. قضاوت و استدلال در کودکان
  3. دنیایی که یک کودک تصور می کند
  4. مفهوم علیت فیزیکی در کودکان
  5. قضاوت اخلاقی در کودکان

پیاژه به عنوان یک روانشناس کودک مشهور شد در حالی که تحصیلات دانشگاهی رسمی در این زمینه نداشت.

پیاژه در میانه میدان: محیط زیست یا فطرت گرایی پیاژه سیستم علمی خود را در طول استانداردسازی تست های هوش در آزمایشگاه بینه کشف یا اختراع کرد و به این نتیجه رسید که انجام تست های روانشناختی می تواند به علاقه او به زیست شناسی و فلسفه پاسخ دهد. زیرا کودک علاوه بر اینکه در حال رشد است و تمامی اصول رشد زیستی در مورد او اعمال می شود، ارگانیسم متفکری است که در سطوح سنی متوالی با واقعیت فیزیکی و اجتماعی محیطی که در آن زندگی می کند آشنا می شود.

به این ترتیب، درک روند تحول کودکان کلید حل معما را می دهد. پیاژه همیشه امیدوار بود به یک سوال پاسخ دهد: دانش چگونه به دست می آید؟ فیلسوف برای پاسخ به این سوال، یک فلسفه تجربی بر اساس آزمایش های علمی ایجاد کرد و این شاخه جدید را معرفت شناسی ژنتیکی نامید.

درک سیستم پیاژه مستلزم آگاهی از فضای علمی زمان او است. در دهه دوم و آغاز دهه سوم قرن بیستم در ایالات متحده آمریکا و انگلستان، علوم اجتماعی تحت سلطه محیط گرایی بود و این تأکید بر عوامل محیطی در آمریکا به شکل توجه تقریباً انحصاری به یادگیری - به معنای تغییر رفتار در نتیجه تجربه - منعکس شد.

همه آثار روان‌شناختی در این برهه از زمان به الگوهای ذاتی رفتار یا غرایز به‌عنوان ارواح مدفون در زیر خط کتاب‌ها نگاه می‌کردند. به دانش آموزان آموزش داده شد که حیوانات غرایز دارند، اما انسان ها تقریباً فاقد آن هستند. حتی مفهوم رشد (داخلی) که حداقل بخشی از الگوهای رفتاری را ناشی از عوامل ژنتیکی می دانست، علمی تلقی نمی شد.

بنابراین، تعجب آور نبود که دانشمندی مانند Gazelle، که مشاهدات دقیق او مدل کاملی از روانشناسی توصیفی را ارائه می دهد، اعتبار کمی در محافل علمی به دست آورد. اما بر خلاف محیط‌گرایی علوم اجتماعی در آمریکا، روان‌شناسی اروپایی مبتنی بر طبیعت‌گرایی بود، از وراثت اختلالاتی مانند ناتوانی ذهنی یا رفتار مجرمانه دفاع می‌کرد و با پذیرش اصول روان‌شناسی گشتالت، ویژگی‌های فردی و اجتماعی انسان را مشمول وراثت می‌دانست. زمانی که این روانشناسان برای فرار از "نازیسم" به آمریکا مهاجرت کردند، با محیطی نگران مواجه شدند و تضاد طبیعت و فرهنگ به اوج خود رسید.

پیاژه از موضع گیری خودداری کرد، زیرا خود را بین این دو جبهه می دید و طبیعت و فرهنگ را در تعامل با یکدیگر می دید. اولین تجربیات او با نرم تنان به او آموخته بود که تأثیر محیط و وراثت متقابل است و هیچ یک مطلق نیست. مشاهدات و آزمایشات او با کودکان او را به این باور رسانده بود که نسبیت ماهیت فرهنگ در قلمرو هوش انسانی نیز صادق است. او مفاهیمی را در مورد طبیعت و دنیای فیزیکی در کودکان مشاهده کرد که آنها نه به معنای معمول کلمه به ارث برده بودند و نه آموخته بودند.

برای مثال، او کشف کرد که کودکان خردسال تصور می‌کنند که ماه در طول پیاده‌روی‌های شبانه آنها را تعقیب می‌کند، یا زمانی که رویاپردازان هنگام خواب از پنجره وارد می‌شوند، و هر چیزی که حرکت می‌کند، حتی امواج یا پرده‌هایی که با باد حرکت می‌کنند، زنده هستند. این افکار از کجا می آیند؟ بدون شک ارثی نیستند، زیرا آنچه از بدو تولد وجود دارد قابل تغییر نیست و اکثر کودکان با گذشت زمان چنین افکاری را رها می کنند. این طرز تفکر را از بزرگترها هم یاد نگرفته اند، چون بزرگترها به چنین چیزهایی اعتقاد ندارند و قطعا به بچه ها هم نمی آموزند. علاوه بر این، چنین افکاری در کودکان در سراسر جهان مشاهده می شود.

پاسخ پیاژه به این معما این است که افکار کودکان در مورد جهان تابع ساختار و تجربه روانشناختی آنهاست. پیاژه با پذیرفتن جایگاه روانشناسان گشتالت نیز پذیرفت که ادراک دنیای بیرون آنطور که هست به دست نمی آید، بلکه توسط هوش ما سازماندهی می شود.

30%3E

. برخی از روانشناسان پیاژه را عملگرا یا حتی سبک گرا می دانند، زیرا او معتقد است که دانش با عمل در مورد شی آغاز می شود. در حالی که پیاژه تأثیر بر شی را معادل استخراج مستقیم دانش از شی نمی داند. برخی دیگر او را طرفدار رشد عصبی و جسمی و حتی طبیعت گرا می دانند

دوباره، زیرا به اقدامات فردی جذاب است. اما فراموش می کنند که عمل شخص در مورد شیء یک تعامل است و نه یک کنش یک طرفه. پیاژه می‌گوید: «من نه عمل‌گرا هستم و نه غریزی، بلکه برساخت‌گرا هستم. زیرا معتقدم دانش دائمی از طریق تعامل با واقعیت ایجاد می‌شود، بنابراین دانش پیش‌فرض یا قابل پیش‌بینی نیست، نه در اشیاء است و نه در افراد؛ بلکه خلقت است یا خلقت و بازآفرینی در اثر.

دیدگاه پیاژه در نهایت منجر به تمایز چهار عامل رشد روانی شد که عبارتند از:

1.. وراثت یا رشد درونی

2. تجربه فیزیکی و منطقی - ریاضی

3. انتقال اجتماعی

4. یافتن تعادل

قبل از پیاژه تصور می شد که مغز کودکان نسخه کوچکتر و ضعیف تری از مغز بزرگسالان است و آنها تفاوتی بین طرز تفکر کودکان و بزرگسالان قائل نمی شدند. اما پیاژه نشان داد که اینطور نیست. او طی سال‌ها مطالعه بالینی، مصاحبه‌ها و بازی با کودکان متوجه شد که مغز آنها در سنین مختلف به روش‌های متفاوتی عمل می‌کند. او نشان داد که هوش کودکان کمتر از بزرگسالان نیست، آنها فقط متفاوت فکر می کنند. اهمیت کشف او به حدی بود که آلبرت انیشتین در توصیف خود گفت: "کشف او آنقدر ساده است که فقط یک نابغه می تواند به آن دست یابد."

پیاژه اولین دانشمندی بود که در مورد فرآیند رشد شناختی کودکان تحقیق کرد. این مهمترین کار او در تاریخ روانشناسی رشد کودک است.

نظریه رشد شناختی پیاژه

code'sitives stage=

پیاژه استدلال کرد که رشد شناختی کودکان فرآیندی است که در 4 مرحله رخ می دهد. هر مرحله نیز می تواند زیرشاخه های خاص خود را داشته باشد. زمانی که کودک از مرحله ای به مرحله دیگر وارد مرحله شناختی می شود، نه تنها طرز تفکر، بلکه رفتار او نیز تغییر می کند. این مراحل عبارتند از:

  1. 0 تا 2 سال: مرحله حسی حرکتی.
  2. 2 تا 7 سالگی: مرحله قبل از عملیات.
  3. 7 تا 11 سالگی: مرحله عملیات عینی.
  4. 11 سال به بعد: مرحله

    در این مرحله کودک با کمک حواس و برخی حرکات چیزهایی را در مورد محیط اطراف خود می آموزد. این مرحله خود به 6 مرحله فرعی تقسیم می شود:

    1. طرحواره های بازتابی (0 تا 2 ماه)

    در این مرحله فرعی، نوزاد به محرک های محیطی واکنش نشان می دهد. مثلا اگر انگشت خود را به سمت دست کودک ببرید و او را لمس کنید، انگشت شما را می گیرد. اما خود کودک نمی تواند دستش را عمدا حرکت دهد تا انگشت شما را بگیرد. در این زمان کودک نمی تواند داده های دریافتی از محیط را به مفهومی خاص در ذهن خود تبدیل کند.

    2. واکنش های چرخشی اولیه (2 تا 4 ماهگی)

    کودک به تدریج شروع به انجام کارهای لذت بخش می کند، اعمالی که دیگر وابسته به محیط نیست و توسط او با قصد لذت انجام می شود. اعمالی مانند مکیدن انگشت و مالیدن پاها به هم. در این مرحله فرعی، کودک به تدریج به صداها و نگاه ها واکنش نشان می دهد.

    3. واکنش های چرخشی ثانویه (4 تا 8 ماهگی)

    در این بازه زمانی کودک به تدریج اعمال عمدی بیشتری را با قصد لذت انجام می دهد. اگر جغجغه ای به او بدهید، آن را حرکت می دهد و از صدایی که می دهد لذت می برد. او یاد می گیرد که لذت را با تکرار حرکت و بازتولید صدا تکرار کند. در این مرحله فرعی، کودک شروع به کنجکاوی در مورد محیط اطراف می کند.

    4. هماهنگی واکنش های چرخشی ثانویه (8 تا 12 ماهگی)

    در این دوره اعمال کودک هدفمند می شود. او یاد می گیرد که اقدامات خود را برای رسیدن به یک هدف خاص هماهنگ کند. به عنوان مثال، او نه تنها جغجغه را تکان می دهد، بلکه آن را به چیز دیگری می زند تا صدای متفاوتی تولید کند.

    5. واکنش های چرخش سوم (12 تا 18 ماهگی)

    در این دوره کودک به جای تکرار یک عمل، اقدامات جدیدی انجام می دهد و حتی اقدامات تکراری را تغییر می دهد تا به نتایج جدید دست یابد. این تغییرات تصادفی نیستند، بلکه با هدف قبلی و دانش انباشته اعمال می شوند. در این مرحله، کودک می تواند اقدامات مختلف را با هم ترکیب کند.

    6. بازنمایی یا ترکیب ذهنی (18 تا 24 ماهگی)

    ترکیب 2 ماهه)

    آخرین مرحله فرعی که مقدمه ای برای ورود به مرحله اصلی بعدی است در این دوره انجام می شود. اکنون کودک می تواند چیزهایی را در ذهن خود مجسم کند و خواسته های خود را با کلمات بیان کند. در این دوره کودک به جای تکرار عملی بیهوده، روش های مختلفی را برای حل معما امتحان می کند. این شروع درک ذهنی است و کودک را به مراحل بعدی رشد شناختی می برد.

    2. مرحله قبل از عملیات

    در 2 سالگی کودک وارد مرحله قبل از عمل می شود. در این مرحله کودک توانایی تجسم را به دست می آورد. به عنوان مثال، او می تواند خود را به جای شخصیت های خیالی در یک بازی تصور کند و در مورد چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده صحبت کند.

    همچنین کودک علیت و مفهوم هویت را درک می کند. مثلاً می فهمد که تغییر چهره اشیا یا افراد به معنای تغییر هویت آنها نیست. در این مرحله از رشد شناختی، کودک به تدریج دسته بندی را می آموزد. او می تواند چیزها را بر اساس معیارهای ظاهری مانند کوچکی و بزرگی دسته بندی کند.

    البته تفکرانتزاعی در این مرحله در آغاز تکامل خود است. کودک هنوز نمی تواند شکل پیشرفته ای از تفکر انتزاعی را نشان دهد. مثلاً نمی تواند از چشم دیگران به پدیده ها نگاه کند. لذا بر عقیده خود تأکید می کند و گاهی لجبازی می کند.

    3. مرحله عملیات هدف

    1 عملیات عملیاتی

    در مرحله سوم که از 7 تا 11 سالگی طول می کشد، توانایی های شناختی کودک بیشتر رشد می کند. اکنون کودک می تواند عملیات ریاضی را یاد بگیرد. او بهتر دسته بندی می کند و به زیرشاخه ها توجه می کند. یعنی می فهمد که هر مجموعه ای ممکن است زیر مجموعه هایی داشته باشد. علاوه بر اینها، توانایی کودک در درک فضا نیز بسیار بهبود یافته است و اکنون می تواند نقشه ها را بخواند و پیمایش کند.

    یکی از مهم ترین توانایی های شناختی در این مرحله رشد می کند، یعنی توانایی درک ثبات یا حفظ ذهنی از نظر پیاژه. در مرحله قبل، کودکان نمی توانند درک کنند که "چیزها می توانند ثابت بمانند حتی اگر ظاهر آنها تغییر کند". در نتیجه مفهوم چگالی و حجم را درک نمی کنند. اما در مرحله عملیات عینی، کودک توانایی درک این مفاهیم را پیدا می کند. به عنوان مثال، او می فهمد که حجم آب در 2 لیوان می تواند به روش های مختلف یکسان باشد. در این مرحله کودک می تواند به جای 1 بعد روی ابعاد دیگر مشکل تمرکز کند. بنابراین کودک می فهمد که با برگرداندن آب 2 لیوان به 1 لیوان ثابت می توان متوجه شد که حجم آنها یکسان است.

    4. مرحله عملیات چکیده

    بعد از 11 سالگی کودک وارد آخرین مرحله. این مرحله آغاز تفکر انتزاعی است و کودک به تدریج و همزمان با تحصیل در مدرسه توانایی تفکر انتزاعی را در خود پرورش می دهد. اکنون کودک می تواند به مفاهیم ذهنی که وجود خارجی ندارند فکر کند. مثلاً بگذارید تصور کند، شعر بنویسد و داستانی تخیلی بنویسد.

    در این مرحله کودک می تواند در مواجهه با مسائل و پدیده ها فرضیه و حدس بزند و آنها را به طرق مختلف آزمایش کند. اینها برخلاف مراحل قبلی است که در آن کودک از آزمون و خطا برای حل مشکل استفاده کرد.

    کلمات کلیدی در نظریه ژان پیاژه

    ژان پیاژه از کلمات خاصی مانند "طرحواره" برای توصیف نظریه خود استفاده کرده است.

    1. طرحواره و ساختارگرایی

    نظریه رشد شناختی پیاژه بر این اصل استوار است که کودک در تعامل با محیط یاد می گیرد و رشد می کند. این اصل نظریه او را در زمره مکتبی به نام ساختارگرایی قرار می دهد.

    کودک هنگام تعامل با جهان، طرح‌واره‌ها و الگوهایی در ذهن خود درباره نحوه کارکرد جهان ایجاد می‌کند. این ساختارهای ذهنی (طرحواره ها) ابزارهایی هستند که کودک با آن جهان را درک می کند. ژان پیاژه می گوید که کودک این طرحواره ها را تکرار، آزمایش و به روز می کند. به عبارت دیگر، با رشد کودک و طی مراحل مختلف، طرحواره های کودک پیشرفته تر و کارآمدتر می شوند. گویی کودک در حال ساختن ساختاری از طرحواره ها در ذهن خود است که بر اساس آن جهان را درک می کند. به همین دلیل است که نظریه پیاژه یک نظریه ساختارگرایانه تلقی می شود.

    2. سازگاری

    فرآیندی که در آن کودکان داده های جدید را در طرحواره های ذهنی خود گنجانده اند، سازگاری نامیده می شود. یک کودک در حال رشد دانش جدیدی کسب می کند و از 2 روش ادغام و سازگاری برای انتقال این دانش جدید به ذهن خود استفاده می کند. این مثال را در نظر بگیرید:

    فرض کنید کودکی برای اولین بار با یک سگ ملاقات می کند. او برای توصیف سگ از پارس برای ساختن طرحواره ای از سگ استفاده می کند. حال اگر کودکی برای اولین بار گربه را می بیند با پارس کردن هم آن را توصیف می کند. این یک نمونه از ادغام است. اما وقتی بچه بزرگ شد می فهمد که سگ و گربه با هم فرق دارند. بنابراین با به روز رسانی طرحواره خود، یک طرحواره جدید برای توصیف گربه ایجاد می کند. اکنون کودک سگ ها را با پارس و گربه ها را با میو توصیف می کند.

    3. موجودی

    طبق نظریه پیاژه، تعادل طرحواره های کودک هنگام مواجهه با پدیده های جدید به هم می خورد. بنابراین کودک برای بازگرداندن تعادل باید از روش های مختلفی مانند ادغام، انطباق یا ساختن طرحواره های جدید استفاده کند. وقتی تعادل برقرار شد، کودک چیز جدیدی یاد گرفته است. این مفهوم در نظریه پیاژه تحت تأثیر مطالعات او در زمینه زیست شناسی بود.

    کارکردهای نظریه پیاژه

    نظریه رشد شناختی پیاژه یک نظریه مهم در روانشناسی تربیتی در میان نظریه های یادگیری است. مهمترین تأثیر این نظریه تغییر روشهای آموزشی بوده است. قبل از این نظریه، کودکان ظرفی خالی به حساب می آمدند که بزرگترها باید با یادگیری چیزهای زیادی آن را پر کنند (سواد کنند). اما نظریه پیاژه کودکان را نه به عنوان دریافت کننده دانش، بلکه به عنوان خالق آن معرفی می کند. بنابراین روش های آموزشی باید به گونه ای طراحی شود که کودکان امکان تعامل با محیط و موضوع یادگیری را داشته باشند. به عنوان مثال، اگر قرار است چیزی در مورد حشرات به کودکان بیاموزیم، باید چند حشره را به کلاس بیاوریم تا کودکان بتوانند از نزدیک با آنها ارتباط برقرار کنند.

    منبع: گزیده ای از روانشناسی تکاملی. دفتر دادستان

معرفی کتاب

روانشناسی رشد شناختی و عاطفی از دیدگاه ژان پیار

روانشناسی رشد تحول شناختی و عاطفی از دیدگاه ژان پیر

نمایش ژان پیر

دیدگاه ژان پیارت

تحلیل رشد شناختی توسط ژان پیر

تحلیلی از رشد شناختی ژان پیارت

روانشناسی کودک

روانشناسی کودک

5/5 (3 نظر)
اشتراک‌گذاری:

مقالات مرتبط

مقالات دیگر از فهیمه رسولی

29 مقاله
مشکلات توجه و تمرکز در کودکان
مطالعه بیشتر

مشکلات توجه و تمرکز در کودکان

تعریف ساده توجه و تمرکز: مدت زمانی که فرد می تواند بدون...

3 هفته پیش بخوانید
تاریخچه هوش و هوش
مطالعه بیشتر

تاریخچه هوش و هوش

تاریخچه هوشمندی و هوش درست است که آزمون‌ها منشأ تاریخی...

3 هفته پیش بخوانید
گفتار درمانی و هوش مصنوعی
مطالعه بیشتر

گفتار درمانی و هوش مصنوعی

گفتار درمانی و هوش مصنوعی هوش مصنوعی در گفتار درمانی بس...

3 هفته پیش بخوانید
راهکارهایی برای تقویت درک شنیداری
مطالعه بیشتر

راهکارهایی برای تقویت درک شنیداری

تعریف ادراک شنیداری: توانایی تشخیص یا تفسیر صداهایی که...

3 هفته پیش بخوانید
تماس چشمی راه های بهبود تماس چشمی در کودکان چیست؟
مطالعه بیشتر

تماس چشمی راه های بهبود تماس چشمی در کودکان چیست؟

اهمیت ارتباط چشمی یا تماس چشمی در کودکان چیست؟ آی...

3 هفته پیش بخوانید
رشد مهارت های عاطفی در کودکان
مطالعه بیشتر

رشد مهارت های عاطفی در کودکان

توسعه مهارت های عاطفی در کودکان آیا کودک شما شادی شما ر...

3 هفته پیش بخوانید
اختلال یادگیری
مطالعه بیشتر

اختلال یادگیری

اختلال یادگیری ناتوانی‌های یادگیری، ناتوانی‌هایی هستند...

3 هفته پیش بخوانید
استفاده درمانی از آدامس در کودکان با نیازهای خاص
مطالعه بیشتر

استفاده درمانی از آدامس در کودکان با نیازهای خاص

استفاده درمانی از آدامس در کودکان با نیازهای ویژه مقدمه...

3 هفته پیش بخوانید
مشکلات حسی در کودکان
مطالعه بیشتر

مشکلات حسی در کودکان

مشکلات حسی در کودکان به مشکل در پردازش حسی اشاره دارد....

3 هفته پیش بخوانید
کودک ناسازگار کیست؟
مطالعه بیشتر

کودک ناسازگار کیست؟

کودک ناسازگار کیست؟ اصطلاح "کودک ناسازگار" ("کودک ناساز...

3 هفته پیش بخوانید
ده روش برای آموزش مداد گرفتن به کودکان
مطالعه بیشتر

ده روش برای آموزش مداد گرفتن به کودکان

معرفی 10 روش برای آموزش به کودکان در دست گرفتن مداد: آی...

3 هفته پیش بخوانید
لجبازی در کودکان: راه حل هایی برای والدین
مطالعه بیشتر

لجبازی در کودکان: راه حل هایی برای والدین

تعریف fancy-underline بازی بخشی از روند طبیعی رشد کودکا...

3 هفته پیش بخوانید
رویکرد مداخله زودهنگام برای تسهیل رشد گفتار در کودکان مبتلا به سندرم داون
مطالعه بیشتر

رویکرد مداخله زودهنگام برای تسهیل رشد گفتار در کودکان مبتلا به سندرم داون

رویکرد مداخله زودهنگام برای تسهیل رشد گفتار در کودکان م...

3 هفته پیش بخوانید
نظریه ذهن یا نظریه ذهن چیست؟
مطالعه بیشتر

نظریه ذهن یا نظریه ذهن چیست؟

تئوری ذهن یا نظریه چیست؟ معرفی کتاب

3 هفته پیش بخوانید
هوش مصنوعی و تغییر رفتار
مطالعه بیشتر

هوش مصنوعی و تغییر رفتار

مقدمه – تعریف هوش مصنوعی-dir=" تغییر رفتار در حال...

3 هفته پیش بخوانید
عفونت گوش میانی و مشکلات گفتاری
مطالعه بیشتر

عفونت گوش میانی و مشکلات گفتاری

عفونت گوش میانی و مشکلات گفتاری آیا می‌دانید که اگر کود...

3 هفته پیش بخوانید
راههای تقویت انگیزه در کودکان
مطالعه بیشتر

راههای تقویت انگیزه در کودکان

انگیزه در کودکان یک نیروی درونی است که آنها را تشویق می...

3 هفته پیش بخوانید