پاتوفیزیولوژی دوپامینرژیک در ADHD: Implications For Karderman شناختی "کاردرمانی صبا" - کاردرمانی صبا
مریم نصیری
تهرانکاردرمانی هندتراپی
اختلال توجه و بیشفعالی (اختلال کمبود توجه/بیش فعالی – ADHD) یکی از شایعترین اختلالات نوروبی در دوران کودکی است که غالباً تا بزرگسالی ادامه مییابد و با محدودیت مداوم در توجه، بیشفعالی و تکانشگری (تکانشگری) مشخص میشود. ویژگیهای رایج، ADHD یک «نقص اراده» یا تنبلی نیست، بلکه بهویژه در شبکههای مغزی که توسط انتقالدهندههای عصبی، بهویژه دوپامین (Dopamine – DA) و نوراپینفرین -Norepine وجود دارد.
دوپامین به عنوان “انتقالدهنده عصبی، انگیزه و پیشبینی پاداش” شناخته میشود، اما در زمینهی ADHD نقش آن فراتر از پرداخت است؛ دوپامین حیاتیترین مولفه برای تنظیم عملکردهای اجرایی (Executive Functions – EFs)و حفظ پایداری شناختی است. این مقاله به بررسی علم پاتوفیزیولوژی دوپامینرژیک در ADHD، مکانیسمهای مولکولی درگیر و تأثیر این درک علمی بر طراحی مداخلات کاردرمانی شناختی و هدفمند میپردازد. ۱. نقش محوری دوپامین در مغز و عملکردهای اجرایی عملکردهای اجرایی مجموعههای مهارتهای شناختی سطح بالا هستند که امکان برنامهریزی، سازماندهی، حفظ تمرکز، پاسخهای نامناسب، مدیریت زمان و پذیرنده در تفکر را میدهند. این عملکردها جلوً توسط قشریی پیشانی (Prefrontal Cortex – PFC) مدیریت میشوند. زیرشاخههای PFC و تنظیم دوپامین PFC یک منطقه یکپارچه نیست و زیرشاخههای مختلف آن به طور متفاوت به دوپامین وابستهاند: دوپامین: تنظیمکننده “نسبت هشدار به نویز“ PFC برای حفظ ویژه (سیگنال) در برابر حواسپرتی (نویز)، نیاز به رویه بهینه دوپامین دارد. دوپامین در PFC با دو مکانیسم اصلی، کارکردهای اجرایی را تنظیم میکند: ۲. پاتوفیزیولوژی دوپامینرژیک درADHD (حالت Hypodopaminergic) تحقیقات نوروبیولوژی نشان میدهد که ADHD با یک وضعیت مزمن “کمدوپامینی” (حالت Hypodopaminergic) در مدارهای مغزی کلیدی، بهویژه در PFC و استریاتوم، مرتبط است. این وضعیت از نقص در اجزای کلیدی سیستم دوپامین است که نه تنها شامل خود دوپامین است، بلکه نوراپینفرین (NE) نیز میشود، زیرا هر دو از دستههای کولآمینها هستند. الف) نقص در حملکننده دوپامین (DAT) و نقش ژنتیک کلیدیترین یافته در ADHD، افزایش تراکم یا کارایی حملکننده دوپامین (Dopamine Transporter – DAT) است. ب) نارسایی گیرنده ها و پیوند با سیستم نورآدرنرژیک (NE)
توجه پایدار نقش دارد. از آنجایی که DA و NE پیشسازهای مشترکی دارند، در سیستم دوپامینرژیک ویژگی با کیفیت در سیستم نورآدرنرژیک همراه است. این نقص در NE، حمل فرد برای حفظ هوشیاری در انجام کارهای طولانی مدت را تضعیف میکند و به خستگی شناختی دامن میزند.
3. ارتباط پاتوفیزیولوژی با علائم عملکردی
نقص دوپامین و نوراپینفرین در مغز به علائم رفتاری و عملکردی زیر ترجمه میشود که به طور مستقیم در زندگی روزمره فرد مشارکت میکند و در فعالیتهای شغلی تأثیر میگذارد:
| علائم بالینی (قابل مشاهده) | نقص نوروبیولوژیک (زیربنایی) | پیامد عملکردی در زندگی روزمره | کاهش تون دوپامین در DLPFC به دلیل افزایش فعالیتهای DAT. | مشکل در دنبال کردن دستورالعملهای چندمرحلهای، تکمیل تکالیف مدرسه یا پروژههای کاری. و توانایی ناکافی در مدارهای استریاتوم و VMPFC. | قطع کردن صحبت با دیگران، تصمیمگیریهای مالی بدون تأمل، رانندگی پرخطر. درگیری در «فلج تحلیل» (Analysis Paralysis)، ناتوانی در راه اندازی پروژه های بزرگ. |
| عدم سازماندهی و برنامه ریزی | ||
| بینظمی هیجانی (Emotional Dysregulation) | نقص در تنظیم VMPFC و آمیگدال حفظ شده توسط دوپامین و NE. آرامش. |
۴. Implications برای کاردرمانی شناختی (Cognitive OT)
درک این پاتوفیزیولوژی دوپامینرژیک، استراتژیهای کاردرمانی را از مدیریت ساده رفتار به مداخلات شناختی-عملکردی هدفمند تغییر میدهد. کاردرمانی شناختی به دنبال تغییر و اصلاح محیط و وظایف (Task and Environment Modification) برای جبران نقص بیولوژیکی در تنظیم دوپامین است.
الف) جبران در تون دوپامین و تقویت PFC (PFC Support)
از آنجایی که مغز در حفظ توجه به وظایف کسلکننده (با پاداش ذاتی پایین) مشکل دارد، هدف کاردرمانی ایجاد پاداشهای خارجی، ساختار و نوآوری است تا دوپامین مورد نیاز برای PFC فراهم شود:
- ساختار و قابلیت پیشبینی (External Structure):مغز دارای ADHD در حفظ ساختار داخلی مشکل دارد. کاردرمان با ایجاد ساختار خارجی (مانند چکلیستهای بصری، تقسیم وظایف به بخشهای کوچک، جعبههای سازمان دهی برچسبدار) تون دوپامین را به صورت مصنوعی بالا نگاه میدارد. این ابزارهای خارجی، بار شناختی (Cognitive Load) PFC را کاهش داده و انرژی دوپامین را برای اجرای وظیفه آزاد میکنند.
- مثال:استفاده از تایمرهای بصری با سیستم Pomodoro برای تقسیم وظیفه (مثلاً ۲۵ دقیقه کار، ۵ دقیقه استراحت). هر بار که یک بخش کامل میشود، یک “افزایش دوپامین” فراهم میشود.
- جذابیت و بازیسازی (Gamification & Novelty): دوپامین به شدت به محرکهای جدید و هیجان انگیز پاسخ میدهد. کاردرمانگر وظایف را با گنجاندن عناصر جذاب و جدید (مانند سیستم امتیازدهی، رقابت دوستانه با خود، یا ابزارهای رنگارنگ) اصلاح میکند تا انگیزه درونی را فعال کند.
- مکانیسم تقویت: در سطح سیناپسی، استفاده از تقویت با نسبت متغیر (تقویت نسبت متغیر) در بازیها (جایزهای که غیرقابل پیشبینی است) میتواند سیستم دوپامینرژیک را بیشتر درگیر کند و هدفمند باشد.
- کاردرمانی توجهآگاهی (Mindful OT): تمرینات مبتنی بر ذهنآگاهی و توجهآگاهی (Mindfulness) به طور مستقیم DLPFC را فعال و تقویت میکند. این تمرینات به فرد کمک میکند تا مهارتهای فراشناختی (Metacognitive) خود را در “لحظه حال” (Here-and-Now) تقویت کند، حواسپرتیهای درونی را کند و به طور غیرمستقیم، عملکرد دوپ در PFC را بهبود بخشد.
ب) مدیریت نفرت از تأخیر و تقویت کنترل بازدارنده (کنترل بازدارنده)
یکی از ویژگیهای کلیدی دوپامین در استریاتوم، نفرت از تأخیر (Delay Aversion) است: فرد میدهد یک پاداش کوچک را فوراً دریافت میکند تا یک پاداش بزرگتر را با تأخیر دریافت کند. این رفتار تکانشگری مستقیماً به نقص دوپامین مرتبط است.
- استراتژیهای خارجیسازی تأخیر: کاردرمانگر به جای جستجو برای متقاعد کردن فرد به صبر، تأخیر را خارجی و قابل مشاهده میکند.
- مثال: اگر کودک باید ۱۰ دقیقه صبر کند تا بازی کند، تایمر بصری بزرگی جلوی او قرار داده میشود که زمان اسپری شده است. این دیداریسازی (Visualization) به مغز کمک میکند تا مفهوم انتزاعی «صبر» را به یک هدف مدیریت تبدیل کند.
- استراتژی “توقف-فکرعمل” (Stop-Think-Do): آموزش سلسله مراتبی به کودک یا بزرگسال برای مکث و ارزیابی قبل از پاسخ. تمرین مکر این استراتژی در محیطهای مختلف (مثلاً در بازیهای نوبتی)، باعث تقویت اتصالات عصبی مرتبط با توانایی در PFC و استریاتوم میشود (نوروپلاستیسیتی).
ج) تمرینات عملکردهای اجرایی بر شناخت (EF Training)
مدلهای کاردرمانی مانند Cog-Fun (کارکردی شناختی) و PEERS (برنامه آموزش و غنیسازی مهارتهای رابطهای) مستقیماً از نقصهای دوپامینرژیک برای طراحی مداخلات استفاده میکنند.
- مدل Cog-Fun: این مدل برای آموزش استراتژیهای شناختی به صورت متاشناختی (فکر کردن درباره نحوه تفکر) و در محیط طبیعی فرد فرد دارد. هدف Cog-Fun این است که استراتژیهای خارجی را به مهارتهای درونی تبدیل کند.
- مکانیسم متاشناختی: استراتژیهایی مانند «پرسش از خود» (Self-Questioning) و «سخنرانی درونی» (Self-Talk) که توسط کاردرمانگر آموزش داده میشود، به عنوان یک جایگزین داخلی برای خود عمل میکنند و میکنند. این امر به مرور زمان باعث سازماندهی و تقویت مدارهای دوپامینرژیک ضعیف در PFC می شود.
د) تنظیم حسی و هوشیاری (تنظیم حسی و برانگیختگی)
از آنجایی که NE و DA هر دو بر روی سیستم فعالساز شبکههای (Reticular Activating System – RAS) انجام میدهند که هوشیاری را تنظیم میکند، تأثیر میگذارند، مداخلات حسی کاردرمانی نیز حیاتی هستند:
- جستجوی حسی (Sensory Searching): رفتارهای بیشفعالانه و حسی متخصص تلاشی برایخوددرمانگری (Self-Medication) برای افزایش سطح دوپامین و هوشیاری در یک مغز کمکار است. کاردرمانگر با ارائه ورودیهای حسی ساختاریافته (فشار عمقی یا فعالیتهای حرکتی سنگین) به صورت هدفمند، نیاز فرد به جستجوی حسی ناکارآمد را کاهش میدهد و به کمک میکند تا سطح بهینهای از هوشیاری را حفظ کند.
نتیجهگیری
پاتوفیزیولوژیک ADHD یک بیولوژیکی غیرعادی قابل درک در تنظیم کاتکولآمینها (بهویژه) است که منجر به افزایش دوپامین توسط DAT و در نتیجه کاهش تون دوپامین در PFC و استریاتوم میشود. این وضعیت نوروشیمیایی، مشکلات مهمی را در عملکردهای اجرایی، بهویژه توجه، انگیزه، کنترل بازدارنده و تنظیم هیجانی ایجاد میکند.
کاردر شناختی (Cognitive OT) با درک این ریشههای بیولوژیک، مداخلات خود را از تمرینات عمومی استراتژیهای هدفمند تغییر میدهد. ابزارهای اجتماعی مبتنی بر ساختاردهی محیط، افزایش کارایی عملکردها (برای افزایش دوپامین)، مدیریت افراد از تاثیرگذاری، و آموزش صحیح استراتژی های متاشناختی (مانند Cog-Fun) ابزارهای اصلی هستند که به طور فعال از طریق نوروپلاسستیتی، شبکه های دوپامینرژیک مغز را تقویت می کنند و سازمان دهی مجدد می کنند و در نهایت به افراد دارای ADHD کمک می کنند.
مرکز کاردرمانی صبا: مداخلات هدفمند برای ADHD
در مرکز تخصصی کاردرمانی و گفتاردرمانی صبا، ما از مواردی مانند Cog-Fun، Mindful OT و یکپارچگی حسی برای طراحی برنامه های درمانی فردی برای ADHD استفاده می کنیم. تحقیقات ما بر روی ریشههای شناختی و عصبی است تا بتوانیم به جای مدیریت صرفا رفتار کنیم، عملکردهای اجرایی اساسی را تقویت کنیم و افراد دارای ADHD را توانمندسازی تا پتانسیل کامل خود را در محیطهای مختلف شکوفا کنند.
برای ارزیابی تخصصی و شروع یک برنامه درمانی که بر اساس علم نوروبیولوژی طراحی شده است، امروز با ما تماس بگیرید.
اطلاعات مرکز:
- نام: مرکز تخصصی کاردرمانی و گفتاردرمانی صبا
- حوزه: توانبخشی کودکان (ADHD، مریم نصیری دانشگاه تهران کارشناس ارشد
- آدرس: بزرگراه سعیدی، سه راه فلاح، خیابان پیغمبری، نرسیده به چهارراه شاندیز، پلاک ۷۹، طبقه اول، زنگ دو
- تماس فوری: 09351202087
- خط ثابت: 02166209819